پنجشنبه 15 فروردین ماه سال 1387
سلام به همه خواهران و برادران محترم.
خوبین؟منم مرسی!
تازه دیروز داشت هوا یه کوچولو خوب میشد و من یه عالمه برا هوا ذوق کردم که باز امروز دوباره باد و سرما زد تو کاسه کوزه ما!
گفته بودم خواهر کوچیکه لوک خوش شانسم!یادتونه؟
در مورد معرفی خودم من یه پست دارم.با این حال من 23 سالم بود امسال میرم برا راند 24 .
خب حالا بریم برا ادامه ماجرا,
اون آقای سریش شماره منو میده به علی و میگه به این زنگ بزن.علی قبول میکنه به شرطی که همون یه دفعه باشه.
روزی که علی زنگ زد مثل یه تیکه از یه فیلم همیشه جلو چشممه.ساعت 12:30 بود و من با چند تا از دوستام تو دستشویی مشغول یه سری اصلاحات بودیم. قرار بود با دوست یکی از بچه ها نهار بریم بیرون.قرارمون ساعت 12:45 بود,وقتی گوشی من زنگ خورد همه هول شدن که مهدی اومده شماره همه رو داره میگیره و ما آنتن نداریم.
اولین الو رو علی گفت.منم با آرامش به بقیه گفتم کارشونو بکنن. به علی هم خیلی محکم گفتم بفرمایین!معمولا پسر غریبه به گوشی من زنگ نمیزد.بفرمایین منم معروف بود اون وقتا.خیلی جدی و محکم میگفتم.
یه ذره جا خورد ولی فورا خودشو جمع وجور کرد و گفت حال شما؟ _ مرسی,شما؟
*ممنون منم خوبم. خندم گرفت ولی ظاهر رو حفظ کردم و گفتم:نه منظورم اینه که شما اسم شریفتون؟
*حالا شما اجازه بدین! _امرتون؟ *شما سارا خانوم هستین؟ _بله ولی شما رو به جا نمیارم!
*من(...)میخواستم با هم بیشتر آشنا شیم.(اون روز اسنشو به من نگفت.!)
_شماره منو از کجا گرفتین؟ *118
اینقدر خنده دار بود,118؟ولی بازم نخندیدم.پرسیدم کدوم 118؟ *118 موبایل!
_امکان نداره,یه چیز نزدیک به واقعیت بگو! *راستش از پرونده دانشگاهتون.
_جدی؟جالب من این شماره رو اصلا به دانشگاه ندادم. (اون روزا حواسم خیلی جمع بود,شماره گوشیمو به دانشگاه ندادم.)
یه خورده من من کرد که سریع گفتم ببین عزیز میدونم یکی بغلت نشسته داره خط میده,بگو اشتباه گرفتی!!!!!
سریع گفت :نه اشتباه میکنین,ولی منم مزاحم نمیشم.
اون روز سر نهار همه رو سین جیم کردم.ولی همه میگفتن نه.بالاخره مهدی گفت حالا هر کی چرا اینطوری میکنی.حرفم که نزدی.چی میگی دیگه؟ ولی من,فکرم مشغول شده بود,حوصله مزاحم تلفنی رو نداشتم.از پیش دانشگاهی این مشکل رو داشتم.
چند روز بعد دوباره شمارش افتاد رو گوشی. پیش خودن گفتم واااااااای مصیبت!!!!!!!!!
من:بله بفرمایید. *سلام,خوبین؟ _شما چرا نمیگین کی شماره منو بهتون داده؟ *حالا میگم. _منتظرم. *؟بعدا میگم. _پس بعدا صحبت کنیم. *باشه,ظاهرا شما الان عصبانی هستین.


ادامه دارد.